تبلیغات
حرف ها و خاطرات - پندهای چارلی چاپلین به دخترش
به حرف ها و خاطرات خوش آمدید ...
پندهای چارلی چاپلین به دخترش

 

 


 برگی از نوشتارهای چارلی چاپلین به دخترش ژاکلین:

اسم من چاپلین است با همین نام چهل سال مردم روی زمین را خنداندم وبیشتر از آنچه آنان خندیدند خود گریستم.

          زندگی فقط موسیقی ورقص وآواز نیست

نیمه شب که از سالن آمفی تآتربیرون میآیی تحسین کنندگان ثروتمند را یکسره فراموش کن.وحال آن راننده تاکسی را بپرس حال زنش را بپرس واگر آبستن بود  و پولی نداشت تا برای بچه اش لباس بخرد "  چک بکش و پنهانی توی  جیب شوهر اوبگذار . به نماینده خود در بانک پاریس دستور داده ام فقط این نوع

چکهای تو را بی چون و چرا قبول کند اما برای خرجهای دیگرت باید صورتحساب بفرستی.

گاه وبیگاه با اتوبوس و با مترو شهر را بگرد . مردم را نگاه کن ودست کم روزی یک بار بگو: من از آنان هستم.تو یکی از آنان هستی .

  دخترم: هنر پیش از آن که دو بال  دور  پرواز به آدم بدهد  اغلب دو پای او را نیز می شکند.

دخترم: من خواهم مرد و تو خواهی زیست. امید من است که هرگز در فقر زندگی نکنی. اما اگر هرگاه دو  فرانک خرج کردی با خودت بگو: دومین سکه مال من نیست. این مال یک فرد گمنام است که به آن محتاج است. برای پیدا کردن فقیران نیاز به جستجو نداری . 

    این نیازمندان گمنام را اگر بخواهی همه جا خوب خواهی یافت. دل به زر و    زیوردنیا نبند.       

   زیرا بزرگترین الماس این جهان آفتاب است وخوشبختانه این الماس بر گردن همه می درخشد.

  اینها را گفتم اما بدان من پیرمردم وشاید که  حرفهای خنده دار میزنم.

  ولی بد نیست اگر اندیشه تو در این باره مال 10 سال پیش باشد. مال دوران پوسیدگی؟. این 10 سال تورا پیرتر نخواهد کرد؟؟؟

از چارلی چاپلین پرسیدند خوشبختی چیست؟

گفت: فاصله میان بدبختی اول با بدبختی دوم.    

دردنیا جای کافی برای همه هست.

پس به جای اینکه جای کسی را بگیری سعی کن جای خودت را پیدا کنی."

تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچك » بخش تصاویر زیباسازی » سری ششم www.pichak.net كلیك كنید






این مطلب توسط پرنیان  روز شنبه 10 تیر 1391 در ساعت 01:15 ب.ظ نوشته شد | نظرات()