تبلیغات
حرف ها و خاطرات - نگو ؛ بگو
به حرف ها و خاطرات خوش آمدید ...
نگو ؛ بگو

تصاویر زیباسازی وبلاگ ، عروسك یاهو ، متحرك             www.bahar22.com

نگو؛ همه درها به رویم بسته است ؛ من چاره ای جز اشک و آه ندارم؛ بگو اشکها چاره سازند من با اشکهایم گذشته ام را پاک می کنم ؛ من  آینده ای غیر منتظره دارم.

نگو خوشبختی کجاست؟ چرا از من دور است و به همه نزدیک؟ بگو ماهی چون در اقیانوس است آن را نمی بیند ؛من احساس خوشبختی را دیده و می شناسم.

نگو؛ من از انسانها دوری می جویم و به آنها بی اعتمادم ؛ بگو به دیگران اعتماد دارم چون به خود اعتماد دارم؛ به خود اعتماد دارم چون به خدا اعتماد دارم.

نگو؛ این روزها طلب کردن دعای خیر نیز از دیگران ؛ مجانی نیست !بگو نیست خیر در اولین مرحله برای خودم مفید است و سپس برای دیگری؛دعا برای دیگران دعا برای خود است.

نگو؛ در واقعیت به جز رنج هیچ چیز نصیبم نشد ؛ به رویا پناه برده ام بگو من می توانم هر آنچه را که بخواهم از اقیانوس رویا به ساحل واقعیت هدایت کنم.

نگو؛ چرا هر چه فریاد بر می آورم ؛ نه خدا و نه هیچ کس دیگری صدایم را نمی شنود ؟ بگو؛ فریاد بر نمی آورم ؛ بلکه آستین بالا می زنم ؛ فریادم را در تلاشم خلاصه می کنم.

نگو؛ بار سنگین زندگی را بر دوش کشیدن سخت است دیگر تحمل ندارم ؛ بگو زندگی یعنی تعادلی بین تلاش و استراحت کاری که طبیعت به ما آموخته است.

نگو؛ دیگران از من جلوتر هستند هر چه می دوم به آنها نمی رسم ؛ بگو به جای رجوع به دیگران و دیگر پردازی به خود پردازی می پردازم ؛ من باید به خود برسم.

نگو؛ می دانم که بازنده هستم پس چرا باید خود را به زحمت بیندازم؟ بگو زندگی مسابقه نیست؛ برد و باخت نیست ؛ زندگی سفر است ؛ یک سفر خاطره انگیز.

نگو؛ می دانم که عاقبت ؛ سرنوشتی تلخ در انتظار من است ؛ بگو من با قلم اراده و جوهر آگاهی و به دست خود سرنوشتم را طراحی میکنم.

.






این مطلب توسط پرنیان  روز دوشنبه 8 تیر 1388 در ساعت 05:58 ب.ظ نوشته شد | نظرات()